تبليغاتX
Dr. Ahmad Reza Taheri - فلسفه سیاسی (هشت) سنکا Welcome to the Personal Site of Dr. Ahmad Reza Taheri

Copyright © ahmadrezataheri.org

به سایت فلسفه سیاسی دکتر احمد رضا طاهری خوش آمدید

فلسفه سیاسی (هشت) سنکا

 

گذری بر تاریخ فلسفه سیاسی( شماره هشت): سنکا (3 ق م 65 ب م)

تحقیقات سنکا یا لوسیوس انائوس سنکا (فیلسوف رومی) تقریبا صد سال بعد از سیسرو انجام گرفت.

درباره رابطه حکومت و مردم وی معتقد است که تکیه کردن به یک مستبد بر تکیه کردن به مردم ترجیح دارد. زیرا که توده مردم به قدری شریر و فاسد شده اند که از هر ستمگری بی رحم تراند.

او می گوید وظیفه اخلاقی مرد نیک آن است که خدمات خود را به هر طریقی که ممکن است تقدیم جامعه نماید. انجام خدمت اجتماعی تنها بوسیله احراز مقام سیاسی دولتی نیست بلکه بوسیله غیر سیاسی و غیر دولتی هم میسر است.

همچنین عقیده دارد که کسیکه تعلیم و تربیت بشر را بر عهده می گیرد مقامی بمراتب شریف تر از زمامدار سیاسی احراز کرده است.  

در مورد خدا سنکا معتقد است که خداوند پدر انسان است و عقیده به برابری انسان دارد. در واقع این تفکر وارد تعلیمات مسیح گردیده و جزء خصائص آن قرار گرفت.  

سنکا به تمدن قدیم اشاره میکند و آنرا قرن طلائی مینامد "زمانی که مردم همه شاد بوده، تملک اموال خصوصی هنوز معمول نشده بود و ... در این زمان انسان به حالت خلوص و پاکی زندگی میکرده و نیازی به قانون و حکومت نداشته. در این زمان مردم با کمال میل از خردمندان اطاعت میکردند و این خردمندان از حکومت بر مردم طالب منافعی برای خویش نبودند." اما چون مردم گرفتار بدبختی (میل به تملک) گردیدند و بسته به زنجیر حرص و علاقه به مال، ناچار خود خواه و خودپرست شده، و زمامداران در نتیجه تبدیل به ستمگران گردیدند. از طرف دیگر، پیشرفت و ترقی صنایع و فنون موجب ظهور تجمل و تهیه اشیاء تجملی شد، که فساد اخلاق نتیجه آن بود. این جریان بود که منتج بلزوم قانون و زور گردید. خلاصه اینکه حکومت برای علاج شرارت بوجود آمده و علاجی است لازم.

 

این یادداشت خلاصه ای از فلسفه سیاسی سنکا میباشد که از کتاب دکتر بهاءالدین پازارگاد جلد اول تاریخ فلسفه سیاسی گرفته شده است.  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 بهمن1388ساعت   توسط Dr. Ahmad Reza Taheri  |