تبليغاتX
Dr. Ahmad Reza Taheri - سخنرانی احمد رضا طاهری در انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی پونا Welcome to the Personal Site of Dr. Ahmad Reza Taheri

Copyright © ahmadrezataheri.org

به سایت فلسفه سیاسی دکتر احمد رضا طاهری خوش آمدید

سخنرانی احمد رضا طاهری در انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی پونا

 

 

نگاهی سیاسی به واقعه عاشورا

  

سخنرانی احمد رضا طاهری (دانشجوی دوره دکتری علوم سیاسی) در انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی پونا، هندوستان

بدون تردید واقعه عاشورا مورد تائید تمامی مورخین اسلامی گذشته و معاصر میباشد. مثلا از تاریخ نویسان گذشته شخصیت هایی چون مسعودی، طبری، و ابن اعثم کوفی و از تاریخ نویسان معاصر افرادی چون حسن ابراهیم حسن(1) امیر علی و جواد علی که هر دو از تاریخ نویسان بزرگ اسلامی هستند را میتوان بعنوان مثال یاد کرد.

در این خصوص، دو موضوع از اهمیت خاصی برخوردار هستند.

اول اینکه، صحت وقوع این حادثه را همه مورخین شیعه و سنی تائید میکنند.

دوم، مربوط به بی عدالتی سپاه یزید است. چرا که یزید میدانست که طرف مقابل وی یعنی امام حسین، نوه محمد (بنیانگذار و پیامبر اسلام است)، ولی با این حال با امام حسین جنگید و در این جنگ امام حسین به شهادت رسید.  

نکته دیگر بحث من مربوط به چند دیدگاه معروف درباره واقعه عاشورا است.

گروهی واقعه عاشورا را صرفا عقلانی معرفی کرده اند. گروهی دیگر حرکت امام حسین را صرفا عاشقانه یا عارفانه دانسته و عقلانیتی برای این قیام در نظر نگرفته اند.

گروه سوم معتقدند که حرکت امام حسین یک حرکت عقلانی، عرفانی و سیاسی بوده است (در بعد سیاسی منظور همان فقه سیاسی اسلام یا حکومت است).

به نظر من، گروه های اول و دوم حرکت امام حسین را با دیدی باز بررسی نکرده اند. اما گروه سوم مسئله را از دیدگاههای مختلف بررسی کرده است (2) و من هم با نظریه این گروه موافق هستم.

ما نمیتوانیم بگوییم که حرکت امام حسین حرکتی صرفا عقلانی بوده، چرا که حرکتها و تمایلات عارفانه در امام حسین نیز کاملا مشهود است. مثلا نماز خواندن امام حسین در عاشورا، یا مثلا ایستادگی و شهامت وی در برابر سپاه 30000  نفری یزید. (3) با اینکه امام حسین قطعا میدانسته که در مقابل سپاه یزید شکست خواهد خورد اما ایشان عاشقانه خود را فدای اسلام و نسل های بعدی نموده است و هیچ ترسی از مرگ نداشته است، در واقع برای او پایان زندگی دنیوی همراه بوده است با شروع زندگی دیگر در دنیای دیگر. بنابراین، نتیجه میگیریم که حالات عارفانه در وجود امام حسین بوده است.  

نظر گروه دو نیز منطقی به نظر نمیرسد، چرا که تاریخ نویسان اسلامی معتقدند که قبل از اینکه امام حسین یک عارف باشد، یک عاقل بوده است، به عبارت دیگر  بنابر گفته علمای اسلامی وی عاقل ترین فرد عصر خود بوده است، وگرنه وی نمیتوانست لقب امام را داشته باشد. (4) شخصی که فاقد ویژگی های امامت و رهبری باشد نمیتواند مدیریت یک جامعه نوپای اسلامی را عهده دار باشد.

و اما مهمترین نکته در این بحث، سیاسی بودن حرکت امام حسین است. البته بعضی معتقدند که حرکت امام حسین حرکتی سیاسی نبوده و صرفا جنبه فردی یا خانوادگی داشته است.

به نظر من، چنین تئوری اشتباه است. زیرا، نباید فراموش کرد که در اسلام دین و سیاست از یکدیگر جدا نیستند. مثلا اسلام نحوه حکومتداری خاص خود را به ما می آموزد. حتی خود پیامبر یک رهبر مذهبی و سیاسی بوده اند و بین مذهبی بودن و سیاسی بودن وی فاصله ای نبوده. جانشینان وی نیز یکی پس از دیگری هم مذهبی بوده اند و هم سیاسی.

زمانی که یک رهبر مذهبی چون امام حسین میخواهد انقلابی در یک جامعه بیاورد، این حرکت بطور طبیعی حرکتی سیاسی محسوب میشود. چرا که دو عنصر یک کشور یعنی جامعه و دولت  بطور طبیعی شامل و درگیر این مسئله میشوند.

امام حسین و بسیاری دیگر خصوصا مردم کوفه از نحوه حکومت یزید ناراضی بوده اند، چرا که عقیده این بوده است که قوانین اسلامی آن چنان که باید رعایت شود در زمان یزید و تحت رهبری یزید رعایت نمی شده و بنابراین شخصی چون امام حسین بدنبال تغییرات اساسی بوده است. در این مورد، در وصیت نامه خود امام حسین میفرماید "... من اصلاحاتی در ملت مسلمان خود بوجود می آورم... بدی را از بین میبرم و خوبی را جایگزین میکنم و راه و روش پدر و پدر بزرگ خود را ادامه میدهم..."

دوم اینکه، اگر بخواهیم که مسئله را از دیدگاه فلسفه سیاسی بررسی کنیم، متوجه خواهیم شد که در آن زمان مثل امروز حکومتهای موروثی و یا پادشاهی وجود داشته اند و جزء تقسیم بندی استاندارد حکومتها بوده اند که توسط فیلسوفان سیاسی چون افلاطون و ارسطو در 2500 سال پیش طبقه بندی شده اند. در نتیجه، امام حسین بعنوان نوه بنیانگذار اسلام اینچنین موقعیتی را داشته است و از رهبران مهم مذهبی و سیاسی دنیای اسلام بشمار میرفته است، و زمانی که تشخیص میدهد که قوانین اسلامی به معنای واقعی به اجرا در نمی آیند، به دنبال انقلابی سیاسی میباشد تا یزید را از قدرت برکنار کند و خود بر قدرت سیاسی قرار گیرد تا بتواند ایدئولوژی اسلامی را به معنای واقعی به اجرا در آورد.

بنابر گفته بسیاری از علمای اسلامی، یکی از علت های اساسی که باعث شد امام حسین قیام کند این بود که وجود یزید برای اسلام خطرساز بوده، چرا که طبق اسناد تاریخی اسلامی دانش اسلامی و علم حکومت داری یزید ضعیف بوده است و در نتیجه فاقد صفات رهبری بوده است. تفکر امام حسین این بوده که قوانین اسلامی بطور کامل بایستی تحت کنترل یک حکومت اسلامی رعایت شوند. امام حسین این را به خوبی میدانسته که بعنوان یک مسلمان، بعنوان یک رهبر مذهبی و بعنوان نوه بنیانگذار اسلام  مسئولیتی مذهبی سیاسی بسیار سنگین بر عهده دارد.

بنابراین، علاوه بر عقلانی و عارفانه بودن وی، حرکت امام حسین حرکتی سیاسی نیز بوده است.

مهمتر از همه اینکه بنا بر اسناد تاریخی جنبش امام حسین همچنین مورد توجه‌ رهبران‌ سياسی‌ جهان‌ چون گاندی بوده‌ است‌. در این خصوص گاندی‌ میفرماید " ... اگر بخواهيم‌ هند را نجات‌ دهيم‌، بايد همان‌ راهی‌ را برویم كه‌ امام حسين‌ ‌رفته است..."

در پایان، به نظر من، مهمترین خدمتی که علمای اسلامی چه شیعه و چه سنی به امام حسین میکنند این است که شرایطی فراهم سازند تا مسلمانان دنیا عاشقانه و مشتاقانه و بدون زور و اجبار اصول و قوانین اسلامی را با آغوش باز پذیرا باشند. چطور و چگونه این شرایط فراهم شود وظیفه و مسئولیت اندیشمندان اسلامی میباشد. متاسفانه در دنیا با وجود بسیاری از اندیشمندان اسلامی ما حدود 72 کشور اسلامی داریم، اما هر یک از این کشورها بنحوی و بدرجه ای درگیر مسائلی چون فقر، فساد اجتماعی، فساد اقتصادی و فساد سیاسی میباشند.

از صبر و حوصله شما حضار گرامی و از همکاری دوستان بزرگوار دکتر نادری (دکترای فلسفه مذهبی) و دکتر راهداری (دکترای اقتصاد) بسیار سپاسگزارم.

 

احمد رضا طاهری

 18 – 01 – 2008             

 

یادداشتها  

(1) مراجعه شود به تاریخ سیاسی اسلام، توسط دکتر جعفر شهیدی.

(2) گفتگوی مختصر من (احمد رضا طاهری) با دکتر نادری استاد فلسفه اسلامی در تاریخ 15 – 01- 2008، پونا، هندوستان.

(3) در مورد تعداد نفرات سپاه یزید که به امام حسین و یارانش حمله کرد اتفاق نظر وجود ندارد. بعضی معتقدند که سپاه یزید 30000 نفر بوده، بعضی معتقدند که 40000 نفر بوده، و بعضی معتقدند که 100000 نفر بوده است.

(4) به مفهوم کلی اسلامی، امام یعنی رهبر یک جامعه اسلامی. همچنین یعنی شخصی که رهبری نماز جماعت را بر عهده دارد. در فقه شیعه، امام یعنی رهبر سیاسی و مذهبی. امام باید از نسل علی و فاطمه باشد. در تفکر شیعه امام مصون از گناه و اشتباه است. در تفکر اسماعیلی که شاخه ای از فرقه شیعه میباشد، امام از طرف خداوند می آید. و هر دو فرقه معتقدند که امام مهدی در نهایت ظهور خواهد کرد و فساد را از بین میبرد و عدالت و برابری را بوجود می آورد.

یادداشت: از طرف انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی پونا از بنده دعوت شده بود تا واقعه عاشورا را با نگاهی سیاسی بررسی کنم. این سخنرانی به مدت بیست دقیقه در انجمن اسلامی ایران، پونا، هندوستان در تاریخ 18 – 01 – 2008 روز جمعه و در حضور استادان و دانشجویان ایرانی دوره های مختلف دکتری برگزار شد.

 

www.ahmadrezataheri.org 

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 دی1386ساعت   توسط Dr. Ahmad Reza Taheri  |