تبليغاتX
Ahmad Reza Taheri - سلطنت مقدس: احمد رضا طاهری احمد رضا طاهری: فلسفه سیاسی

کپی برداری از مطالب این وب سایت با ذکر منبع بلامانع است

 

سلطنت مقدس

 

 

احمد رضا طاهری

 

 

سلطنت مقدس در طول تاریخ تا به امروز در جوامع مختلف سیاسی بشری به اشکال مختلف وجود داشته است. سلطنت مقدس معمولا به نوعی از سلطنت اطلاق میشود که شیوه حکومتداری در جامعه همراه با استدلال و توجیه مذهبی میباشد. چنین فرمی از سلطنت هم در شرق و هم در غرب اما به گونه های متفاوت رایج بوده است. 

 

Tarn در "تمدن هلینیستیک"مینویسد، سلطنت مطلقه هلینیستیک Hellenistic* بوئی از فلسفه و حکومت سابق یونان گرفته که نتوانست از تاثیر نفوذ دموکراسی یونان برکنار باشد و کاملا بصورت سلطنت مطلقه و بلا شرط شرقی درآید.

 

قضاوت نسبت به شاه و حکومت در آسیا و مصر که سابقه و عادت با سلطنت مطلقه داشته اند صورت دیگر به خود داشته و در یونان که سابقه دموکراسی و اعتقاد به تعدد خدایان بوده، صورتی دیگر. در آسیا و مصر حکومت داری صورت مذهبی پیدا میکند بدین معنی که شاه و سلطنت را از جانب خدا و سلطنت را امانت الهی و امری آسمانی پنداشته اند چنانچه این سنت تا به امروز باقی است و شاه را پس از مرگ و بعضی حتی در حیات نیز مورد پرستش قرار میدادند و این پرستش آمیخته بوده با عقیده مذهبی. اما در یونان از زمان اسکندر به بعد پادشاهان هلینیستیک را نیز وارد حوزه خدایان شهرهای یونانی مینمایند.

 

در کشورهای خاوری شاه را سایه خدا و گاهی مظهر خدا میدانستند و بالاخره این عقیده به تدریج حالت جهانی پیدا میکند و امپراطوران رم نیز آن را پسندیده و در کشور خود معمول میدارند. بعدها همین فکر وارد حوزه افکار اروپایی میشود و به اشکال مختلف تا قرون جدید دوام میابد. ظهور فکر سلطنت که یک نفر از افراد بشر را به رتبه خدا یا نزدیک به وی رساند در یونان تازگی نداشته است. در یونان خیلی قدیم، نه به نام سلطنت و ریاست بر قوم و جامعه بلکه به نوعی دیگر برای پهلوانان و یا واضعین قانون گاهی رتبه و احترامی در همین حدود قائل میشدند. منتهی هدف و نتیجه این عمل در شهرهای یونانی سیاسی بود و قصد سیاسی از آن داشتند مثلا اسکندر و جانشینان وی از عنوان مذبور این استفاده را نمودند که اتحاد سیطه های یونانی را با یکدیگر صورت عمل دهند زیرا قدرت لازم برای این عمل را تنها تحت این عنوان میتوانستند دارا باشند و از آن قدرت استفاده کنند.(1)

 

نظریه Tarn در این مورد که هدف این عمل (سلطنت الهی) در شهرهای یونان سیاسی بوده، در واقع، سیاسی بودن چنین عملی فقط منحصر به شهرهای یونان نبوده بلکه در تمام نقاط دنیا ریشه و اساس چنین تئوری صورت سیاسی داشته است.

 

مرحوم دکتر بهاء الدین پازارگاد در کتاب خود "تاریخ فلسفه سیاسی" مینویسد، برای وحدت کشورها و اتحاد جامعه های مختلفی که دارای عادات و رسوم و مذاهب مختلف بودند و لزوم وحدت جامعه ها را ممکن نمیشد عنوان سلطنت بهترین وسیله موجود در آن زمان بود. بعلاوه قبول این فرضیه که سلطنت نوعی امانت الهی است موجب دوام و ادامه قانون شاه بعد از وی میشد درحالیکه اگر قانون شاه را صرفا اراده شاه معنی میکردند دیگر ادامه آن پس از درگذشتن شاه میسر نبود و کسی آن را نمیپذیرفت. القاب مذهبی مانند منجی و  ولی نعمت و بانی خیر و امثال آن که برای شاه وضع گردید نشانی از علاقه مردم به حکومت خوب و میل مردم به تامین صلح و آرامش بود که فکر میکردند یک پادشاه خوب میتواند چنین نعمتهایی را برای مردم فراهم و آسایش آنها را تامین کند.

 

پازارگاد در ادامه مینویسد، نتیجه آنکه در دوره هلینیستیک یک نوع تئوری سلطنت مقدس بوجود آمد که طبق آن شاه را به مرتبه خدا میرسانیدند، او را منبع خیر و برکت شمرده و این صفت را جزء طبیعت ذاتی وی میدانستند و این طور استدلال میکردند که همان طور که خداوند ایجاد هماهنگی را در عالم نموده شاه خوب و حقیقی نیز در حوزه سلطنت خویش ایجاد هماهنگی میکند و بنابراین خدای حوزه سلطنت خود میباشد و بالاخره شاه را قانون متحرک و حقوق جاندار و شکلی از قانون و حق میشمردند که صاحب شخصیت میباشد و بر تمام جهان آدمی حکومت میکند یعنی حق و قانون را در وجود شخصیتی بنام شاه مجسم میساختند. به همین سبب برای شاه یک موهبت الهی قائل میشدند که انسان عادی نتواند در آن شرکت جوید و هر شخص غاصب که خواست بدون اجازه آسمانی و خواست خداوند آن مقام بزرگ را اشغال کند به عقیده ایشان به مجازات و بدبختی و مصیبت گرفتار می آمد. بدین طریق قدرت شاه قابل شکستن نبوده و دارای تجویز مذهبی بوده است.(2)

 

* هلینیستیک: یعنی دوره تسلط مقدونی (قرنهای 4 تا یک قبل از میلاد). عصر هلینیستیک به دوره ای بین غلبه امپراطوری ایران توسط اسکندر و تشکیل حاکمیت روم که در این زمان دانش و فرهنگ یونانی از برتری بیشتری نسبت به فرهنگهای دیگر در اطراف مدیترانه و خاورمیانه برخوردار بود، گفته میشود. پس از مرگ اسکندر دنیای هلینیستیک در واقع توسط سه جانشین قدرتمند وی کنترل میشد: مصر تحت سلطه Ptolemies، سوریه تحت سلطه Seleucids، و مقدونیه توسط سلسله Antigonid.

 

(1) رجوع شود به "تمدن هلینیستیک" به قلم Tarn چاپ 1927 صفحه های 45 به بعد.

 

(2) رجوع شود به، دکتر بهاءالدین پازارگاد، تاریخ فلسفه سیاسی.

 

کپی برداری از مطالب این وب سایت با ذکر منبع بلامانع است www.ahmadrezataheri.org
+ نوشته شده در  Sat 7 Jun 2008ساعت   توسط Ahmad Reza Taheri  |